سلام

سلام. چطوره که میگن بلاگفا مشکل داره؟ من که می تونم بنویسم، مطالب قبلی ام که باز میشه؟ پس مشکل کجاست؟

خاطرات پیاده روی اربعین: بخش دوم: از تهران تا مهران

عصر سه شنبه، 26 اذر، بعد از اجرای مراسمی در مجتمع فرهنگی غدیر تهران، با اتبوس عازم مهران شدیم و نماز صبح 27 اذر رو توی مهران خوندیم.

اونجا برای نماز نزدیک مسجد جامع اتوبوس توقف کرد، هنوز اذان نگفته بودن، رفتم داخل صحن مسجد برای وضو که دیدم عجیب شلوغه، وضو گرفتم خواستم بم توی مسجد که دیدم واویلا!!! اصلا جا نیست، ملت خوابیده بودن!!! اونجا بد که فهمیدم اینایی که اینجا خوابن منتظرن بتونن از مرز رد بشن و تازه فهمیدم که توی مرز چه گرفتاری هایی دارم، یه گروهی بودن میگفتن دوروزه اینجاییم اما کار خروجمون تموم نشده!!!

نماز صبح رو جماعت خوندیم و صبحونه رو توی اتوبوس خوردیم و رفتیم سمت مرز. اونجا توی شلوغی، اولین فشار قبر رو تجربه کردیم (توی اون شلوغیا، مجبور بودیم توی صف بمونیم و در اثر ازدحامف هی ازهر طرف بهمون فشار می اومد که بچه ها اسمشو گذاشته بودن فشار قبر!!! البته اگه مدیریت و تدبیر بهتر بود، این مشکلات پیش نمی اومد اما کو گوش شنوا، نه مردم به حرف مسئولین گوش می کردن و نه مسئولین به حرف مردم.

کاروان ما 93 نفر بود، که یکی از علتای تاخیر مون، همین تعداد زیاد و معطل شدن برای جمع شدن همه بود، همون اول بسم الله یه نفر توی مهران جا مونده بود و با ما به مرز نرسیده بود و بعد هم از این گرفتاریا داشتیم.

توی اون شلوغی، صدا به صدا نمی رسید، واسه همین، هر کاروان یه پرچم یا نمادی داشت که همه باید بهش توجه میکردن و دنبالش حرکت می کردن، این هم پرچم ما که تک بود، یعنی من توی مسیر پرچمی شبیه این ندیده بودم

پرچم اربعین

حمل این پرچم ها هم سختی و درد سر خاصی داشت، توی کاروان ما، بعضی ها زحمت های زیادی کشیدن، اقای لولاچیان که مدیر کاروان بودن و اقایان عباسی و زارعی و برهمند(که این سه عزیز خیلی توی تدارکات و حمل پرچم زحمت کشیدن) و اقای طاهری (بیشتر در نقش مترجم و راه بلد) و اقای اسیابانی و اقای سخندان و اقای عسگری (فیلم بردار و مداح) و اقای دکتر (دکتر واقعی، نه دکتر تقلبی) و خیلی های دیگه که اسمشون یادم نیست، ان شاء الله که اجر ویژه ای از این زیارت نصیبشون بشه

القصه، حدود ساعت هشت یا نه صبح رسیدیم به مرز و بعد از تحمل چهار ساعت فشار قبر، از مرز رد شدیم و ساعت حدود یازده شب، سوار اتوبوس شدیم به سوی نجف که ادامه ماجرا رو بعدا میگم.

پ ن:

توی این سفر، بچه ها به چند تیم و گروه تقسیم شده بودن و برای همه کارت هایی صادر شده بود که عکس و مشخصات خودشون و شماره تلفن مدیر کاروان و ادرس و کروکی محل اقامت در کربلا روش بود، علاوه بر اونف یه لیست شماره تلفن هم به سرگروه ها داده بودن که شماره بقیه مسئولین کاروان توش بود، از شما چه پنهون، من و زوجه توی این سفر بعنوان امدادگر انتخاب شده بودیم، دلیلش هم اینه که خانم بنده پرستاره، اونجا هم اقایون به من میگفتن دکتر و ازم سوال می پرسیدن و من هم با هماهنگی خانم بهشون مشورت می دادم، این جوری بود که توی این سفر، شدم دکتر تقلبی، اما یه دکتر واقعی هم داشتیم که البته روانپزشک بود(همونی که توی عکس بالا گوشه پرچم رو گرفته)

جریان عبور از مرز، مفصله، شاید بعدا بیشتر توضیح دادم

هر که دارد هوس کرب و بلا، بسم الله

متن کامل ماجرا

ساقی کرب و بلا را نوبت پیکار شد

ساقی کرب و بلا را نوبت پیکار شد

بدون عنوان

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

...

فرا رسیدم ماه محرم و ایام عزاداری حضرت امام حسین علیه السلام رو خدمتتون تعزیت عرض می کنم.

التماس دعا.

پ ن:

سهم من از محرم؟؟؟؟؟

بدون عنوان

برای پسر باجناقم یه فیلم دوبله فارسی فرستادم، داره میبینه میگه چرا زیرنویس نداره؟؟؟؟؟؟

چیزی که عوض داره، گله نداره

http://bayanbox.ir/id/3602033511402295763?view

منبع

چه زود می اید و چه زود می گذرد...

سلام

ماه پر فیض و برکت رمضان هم رسید

زود می گذره ها!!!!

سعی کنیم از تمام لحظاتش بهره ببریم.

التماس دعا

الا بذکر الله تطمئن القلوب


خدایـــــــــــا دلم به ســـــان قبله نماست

وقتی عقربه اش به سمت " تــــو " می ایستد . . .

آرام می شــــ‌ـــ‌‌ـود ...

میلاد نور مبارک باد

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و شیعته و المستشهدین بین یدیه

ای منتظران گنچ گران می آید       آرام دل شیفتگان می آید
بر برج سحر طلایه داران ظهور     گویند که صاحب الزمان می آید

نیمه‌شعبان ولادت باسعادت منجی عالم بشریت حضرت امام زمان ،مهدی موعود (عج) بر همه‌ی شیفتگان و منتظران حضرتش مبارک باد .

التماس دعا

هزار نکته باریکتر ز مو  اینجاست.....

بسم الله الرحمن الرحیم

عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم....

الان هم به حضرت زهرا سلام الله علیها سیلی می زنند!

دوستان خوبم سلام

شهادت جانسوز ام الائمه، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو خدمتتون تسلیت عرض می کنم.

مطلب زیر رو توی یک سایت دیدم، امیدوارم ما از سیلی زنندگان به بانوی دو عالم صدیقه کبری نباشیم.


روز شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)شخصی خدمت آیت الله بهجت عرض کرد: آقا تسلیت میگم ، به حضرت زهرا سلام الله علیها سیلی زدند..

آیت الله بهجت فرمودند: الان هم به حضرت زهرا سلام الله علیها سیلی می زنند!

عرض کردند: الان چطور به حضرت سیلی می زنند؟

آیت الله بهجت فرمودند: هر دختر شیعه با بی حجابیش یک سیلی به صورت حضرت زهرا سلام الله می زند.

زندگی


زندگی با بندگی، زیبندگی است

زندگی بی بندگی، شرمندگی است.

زیبنده باشید.

غروب جمعه که می شود

دلم عجیب می گیرد

صدای اذان بلند شده:

اشهد ان علی ولی الله

اشهد ان ...

...

التماس دعای فرج

انا لله و انا الیه راجعون

سلام

امروز خبر دار شدم که پدر حاج اقا ابراهیمی که از دوستان و اساتید بزرگوار بنده هستند، مرحوم شدند، خدمت ایشون و خانواده محترمشون تسلیت عرض می کنم و برای مرحوم هم غفران الهی رو مسئلت دارم.

از شما هم خواهش می کنم برای ایشون فاتحه ای بخونید و روحشون رو شاد کنید.


***
ضمنا تا ششم فروردین فعالیت های این وبلاگ تعطیله

خط فقر یا خط فهم؟؟؟؟


وفات حضرت معصومه سلام الله علیها

وفات حضرت معصومه سلام الله علیها رو خدمت شما تسلیت عرض می کنم.

مختصری از زندگی نامه ایشان رو برای شما قرار دادیم که امیدوارم مفید باشد.

التماس دعا.

 

نام شریف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترین لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شیعیان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مکرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نیز هست

در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهدید مأمون عباسى سفر تبعید گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون این که کسى از بستگان و اهل بیت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. 

یک سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق دیدار برادر و ادای رسالت زینبی و پیام ولایت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حرکت کرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. 

این جا بود که آن حضرت نیز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زینب(س) پیام مظلومیت و غربت برادر گرامیشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبیت (ع) را با حکومت حیله گر بنى عباس اظهار مى کرد. بدین جهت تا کاروان حضرت به شهر ساوه رسید عده اى از مخالفان اهلبیت که از پشتیبانى مأموران حکومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتیجه تقریباً همه مردان کاروان به شهادت رسیدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نیز مسموم کردند. 

به هر حال ، یا بر اثر اندوه و غم زیاد از این ماتم و یا بر اثر مسمومیت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بیمار شدند و چون دیگر امکان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسید: از این شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم که مى فرمود: شهر قم مرکز شیعیان ما است.

بزرگان شهر قم وقتى از این خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى که «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى کشید و عده فراوانى از مردم پیاده و سواره گرداگرد کجاوه حضرت در حرکت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربیع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى که امروز «میدان میر» نامیده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار میزبانى حضرت نصیب او شد. 

آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در این شهر زندگى کرد و در این مدت مشغول عبادت و راز و نیاز با پروردگار متعال بود. محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستیه به نام «بیت النور» هم اکنون محل زیارت ارادتمندان آن حضرت است. 

سرانجام در روز دهم ربیع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پیش از آن که دیدگان مبارکش به دیدار برادر روشن شود، در دیار غربت و با اندوه فراوان دیده از جهان فروبست و شیعیان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجلیل فراوان پیکر پاکش را به سوى محل فعلى که در آن روز بیرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشییع نمودند. همین که قبر مهیا شد دراین که چه کسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشکل شدند، که ناگاه دو تن سواره که نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پیدا شدند و به سرعت نزدیک آمدند و پس از خواندن نماز یکى از آن دو وارد قبر شد و دیگرى جسد پاک و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاک نهان سازد. 

آن دو نفر پس از پایان مراسم بدون آن که با کسى سخن بگویند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند.بنا به گفته بعضی از علما به نظر مى رسد که آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند چرا که معمولاً مراسم دفن بزرگان دین با حضور اولیا الهی انجام شده است. 

پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢۵۶ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد و بدین سان تربت پاک آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع). و دارالشفای دلسوختگان عاشق ولایت وامامت شد.

حدیثی پیرامون حضرت معصومه(س):

امام صادق (ع):
من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة (بحار ج ۴٨ صفحه ٣٠٧)
امام صادق (ع) کسى که آن حضرت را زیارت کند در حالى که آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست .


برگرفته شده از http://dailynotes.blog.ir/

مرگ و زندگی: مذاکره با امریکا...

مروری صوتی بر بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در طول بیست و سه سال اخیر را درباره مذاکره با آمریکا از اینجا بشنوید.


http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/21390/smpl.jpg
امریکا مى‌گوید: «بیایید مذاکره کنیم.» نمى‌گوید: «بیایید رابطه برقرار کنیم.» مذاکره یعنى چه؟ یعنى آن پیوندى را که جمهورى اسلامى قطع کرد و برید و همان موجب شد که تمام عواطف صادقانه‌ى ملتهاى دنیا به این نظام جلب شود، این را دو مرتبه برقرار کند. یعنى در درجه‌ى اوّل، یک ضربه‌ى نمایان به جمهورى اسلامى بزنند؛ و از آن‌جا که تبلیغات هم در دست آنهاست، در دنیا منعکس کنند که «جمهورى اسلامى، از حرفهایش برگشت!» به چه دلیل؟ به این دلیل که نشسته است و با امریکا مذاکره مى‌کند.
بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان1372/08/12

کسانى که دم از مذاکره‌ى با امریکا مى‌زنند، یا از الفباى سیاست چیزى نمى‌دانند، یا الفباى غیرت را بلد نیستند؛ یکى از این دو تاست. در حالى که دشمن این‌طور اخم مى‌کند، این‌طور متکبّرانه حرف مى‌زند، این‌طور به ملت ایران اهانت مى‌کند، تصریح هم مى‌نماید که مى‌خواهد علیه این نظام و این کشور و منافع آن اقدام کند، عدّه‌اى در این‌جا ذلیلانه و زبونانه مى‌گویند: چه کار کنیم؛ برویم، نرویم، نزدیک شویم، با آنها صحبت کنیم، در خواست کنیم، خواهش کنیم؟! این اهانت به غیرت و عزّت مردم ایران است؛ این نشانه‌ى بى‌غیرتى است؛ این سیاستمدارى نیست. سعى مى‌کنند رنگ و لعابى از فهم سیاسى به کار خود بدهند؛ نه، این درست ضدِّ فهم سیاسى است.
بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا1381/03/01

ما براى رفاه و ساختن ملت و کشورمان، احتیاجى به دولتى مثل امریکا نداریم. ما امکانات بالفعل و بالقوّه‌ى بسیار خوبى در اختیارمان است و مى‌توانیم بدون اتکاى به دشمنانمان، راه سعادت و رفاه ملت ایران را بپیماییم. البته ما در ارتباطات جهانى باز برخورد مى‌کنیم. ما با کسانى که نسبت به ملت ایران، این‌طور خصومت وقیحانه و آشکار نکردند، همکارى مى‌کنیم. این را همیشه اعلام کرده‌ایم. در گذشته همین‌طور بوده، امروز هم همین گونه است. اما اگر کسانى در دنیا خیال کنند که مسؤولان کشورمان براى سازندگى کشور، دست - آن هم دست ذلت - به سوى امریکا دراز خواهند کرد، بدانند که سخت در اشتباهند. چنین چیزى پیش نیامده و ابداً پیش نخواهد آمد.
بیانات در دیدار جمع کثیرى از خانواده‌هاى معظّم شهدا و ایثارگران1368/05/23

در جنگ احزاب، از همه طرف حمله کردند. در جنگ بدر یک گروه بودند، در جنگ احد یک گروه بودند، در جنگهاى دیگر قبائلِ کوچک بودند؛ اما در جنگ احزاب، همهى قبائل مشرک مکه و غیر مکه و ثقیف و غیره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نیروى رزمنده فراهم کردند؛ یهودىهایی هم که همسایهى پیغمبر بودند و امانیافتهى پیغمبر بودند، خیانت کردند؛ اینها هم با آنها همکارى کردند. اگر بخواهیم این را با امروز مقایسه کنیم، یعنى آمریکا با آنها مخالفت کرد، انگلیس مخالفت کرد، رژیم صهیونیستى مخالفت کرد، فلان رژیم مرتجعِ نفتخوار مخالفت کرد. پولهاشان را خرج کردند، نیروهاشان را جمع کردند، یک جنگ احزاب درست کردند؛ جنگ احزابى که دلها را خیلى ترساند. اوائل همین سوره میفرماید: «و اذ قالت طائفة منهم یا اهل یثرب لا مقام لکم فارجعوا»؛ مردم را میترساندند. الان هم همین جور است. الان هم یک عدهاى مردم را میترسانند: آقا بترسید. مقابلهى با آمریکا مگر شوخى است؟ پدرتان را در مىآورند! آن جنگ نظامىشان، این تحریمشان، این فعالیتهاى تبلیغى و سیاسىشان. در آخر این سوره باز میفرماید: «لئن لم ینته المنافقون و الّذین فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدینة لنغرینّک بهم». مرجفون همینهایند. در یک چنین شرائطى، شرح حال مؤمن این است: «هذا ما وعدنا اللّه و رسوله»؛ ما تعجب نمیکنیم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند که اگر پابند به توحید باشید، پابند به ایمان به خدا و رسول باشید، دشمن دارید؛ دشمنها سراغتان مىآیند. بله، گفته بودند، حالا هم راست درآمد؛ دیدیم بله، آمدند. «و صدق اللّه و رسوله و ما زادهم الاّ ایمانا و تسلیما»؛ ایمانشان بیشتر شد.
...
یک جا هم فرموده: «و لن ترضى عنک الیهود و لا النّصارى حتّى تتّبع ملّتهم»؛ تا وقتى کمند آنها را به گردن نیندازید، دنبالهرو آنها نشوید، همین آش است و همین کاسه. خودت را قوى کن که کمندش در گردن تو تأثیر نگذارد؛ یک تکان بدهى، کمندش پاره شود. خودت را قوى کن.
بیانات در دیدار علما و روحانیون خراسان شمالى 1391/07/19

مسئله‌ى ما با آمریکا این نیست که حالا بر سر دو تا موضوع جهانى یا بین‌المللى یا منطقه‌اى با هم اختلاف نظر داریم، برویم بنشینیم با مذاکره حل کنیم. مسئله مثل مسئله‌ى مرگ و زندگى است؛ مسئله‌ى هست و نیست است.
بیانات در دیدار جمعى از دانش‌آموزان و دانشجویان در آستانه‌ى سالروز سیزده آبان1387/08/08

 

خب، حالا باز هم هی بگبم مذاکره؟؟؟

نظر شما چیه؟


برگرفته شده از http://dailynotes.blog.ir/

انچه در مجلس گذشت!!!

سلام

خدا اخر و عاقبت همه ما رو با این اتفاقاتی که توی مجلس افتاد ختم بخیر کنه

خدا به بعضی ها کمی عقل بده و به بقیه صبر.

این هم لینک تحلیل جالبی از فتنه اینده و اتفاقات مجلس

توصیه می کنم حتما بخونید.


برگرفته شده از http://dailynotes.blog.ir/

شعری زیبا به مناسبت میلاد پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم

طلوع محمد ( ص )

نویسنده: مهدی سهیلی



زمین و آسمان مکه آن شب نور باران بود
و موج عطر گل در پرنیان باد می پیچید
امید زندگی در جان موجودات می جوشید
هوا آغشته با عطر شفابخش بهاران بود
شبی مرموز و رؤیائی
به شهر مکه مهد پاک جانان دختر مهتاب می خندید
شبانگه ساحت" ام القری" در خواب می خندید
ز باغ آسمان نیلگون صاف و مهتابی
دمادم بس ستاره می شکفت و آسمان پولک نشان می داد
صدای حمد و تهلیل شباویزان خوش آهنگ
به سوی کهکشان می شد
دل سیاره ها در آسمان حال تپیدن داشت
و دست باغبان آفرینش در چنان حالت
سر " گل آفریدن" داشت
شگفتی خانه " ام القری" در انتظار رویدادی بود
شب جهل و ستمکاری
به امید طلوع بامدادی بود
سراسر دستگاه آفرینش اضطرابی داشت
و نبض کائنات از انتظاری دمبدم می زد
همه سیاره ها در گوش هم آهسته می گفتند
که : امشب نیمه شب خورشید می تابد
ز شرق آفرینش اختر امید می تابد
در آن حال" آمنه" در عالم سرگشتگی می دید
به بام خانه اش بس آبشار نور می بارد
و هر دم یک ستاره در سرایش می چکد رنگین و نورانی
و زین قدرت نمائی ها نصیب او
شگفتی بود و حیرانی
در آن مرغکی را دید با پرهای یاقوتی

ادامه نوشته

نرم افزار هایی برای وبلاگ نویسی

به نام حضرت دوست

سلام

این روزها، نرم افزار های متعددی برای کمک به وبلاگ نویسان وجود دارد که با کمک انها، بدون اینکه نیاز باشه هر بار به صفحه اصلی وبلاگ سر بزنیم، می تونیم مطلبمون رو توی وبلاگمون منتشر کنیم. البته تمام این نرم افزار ها هم برای دسترسی به وبلاگ، نیاز به رمز عبور شما دارند پس مراقب باشید!!!

شاید در دسترس ترین نرم افزار از این گروه، افیس باشه، با نوشتن متن در صفحه ورد و انتخاب گزینه انتشار (publish)  و کمی تنظیمات که البته یک بار برای همیشه انجام میشه. به همین سادگی

نرم افزار دیگه هم که در دسترسه، نرم افزار  لایو رایتر هست که یک سری محدودیت ها داره

چندی پیش در وبلاگ با نظری مواجه شدم که نوشته بود:

سلام
من برنامه بلاگفا ادیتور 2 رو تازه نوشتم. اگر میشه اون رو توی یک پست وبلاگت معرفی کن.
برنامه قابلیت اضافه کردن ادامه مطلب رو هم داره.
خودت هم میتونی از برنامه استفاده کنی.
اگر هم میترسی رمز عبورت دزدیده بشه از برنامه توی یک وبلاگ آزمایشی استفاده کن.
متشکر و ممنونم
www.blogfaEditor.blogfa.com

***

بعد از مدتی که وقت کردم، این نرم افزار رو دانلود و امتحان کردم. از لحاظ سرعت عمل، حجم کم، امکان درج ادامه مطلب و رمز برای مطلب بسیار جالب بود اما ظاهرا با کلمات کلیدی (برچسب ها) یه ایرادی داره و اون ها رو توی وبلاگ به درستی نشون نمیده که  امیدوارم طراح محترم این نرمافزار، این ایراد رو هم بررسی و رفع کنند.

***

و اما امروز بعد از مدت ها، یک گزینه افزودنی به نام ScribeFire Next رو توی این ادرس دیدم و امتحان کردم که بعد از اینکه تنظیمات وبلاگ رو بطور دستی وارد کنین، بصورت یکی از گزینه های کلیک راست در نرم افزار فایر فاکس فعال میشه و به سادگی و با انتخاب متن، کلیک راست روی اون و انتخاب عنوان مطلب و زدن دکمه ارسال، متن انتخابی در وبلاگ شما نمایش داده میشه. این افزونه یا extension روی موزیلا، سفری، گوگل کروم و اپرا قابل نصبه البته از این ادرس و بسیار به درد دوستانی می خوره که کارشون در وبلاگ نویسی، کپی پیست کردنه یعنی کاری به تولید محتوا ندارن بلکه مطالب وبلاگ ها و سایت های دیگه رو با کمال افتخار، کپی پیست می کنن و این نرم افزار، کارشون رو راحت کرده!!! چون دیگه حتی یاز به کپی و پیست نیست، فقط متن رو انتخاب کن، روش کلیک راست کن و گزینه blog it رو بزن. به همین سادگی.

البته ایراداتی هم داره از جمله عدم امکان درج ادامه مطلب و کلمات کلیدی برای سرویس دهنده هایی مثل بلاگفا


السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

سلام

سلام بر تو اي فرستاده خوبي ها، اي مهربانترين فرشته خاک. تو از ملکوت آسمان به زمين فرا خوانده شدي تا انسان را با معناي واقعي اش آشنا کني. تو، آفتاب روشن حقيقت بودي در شام تيره زندگي. از مشرق دلها برآمدي و اکنون، آسمان تب دار غروب جانگداز توست.

فرارسیدن سالروز رحلت پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و شهادت امام حسن مجتبی و اما رضا (علیهم السلام) را تسلیت عرض می کنم.

 


در چند روز آخر از زندگى رسول اکرم (ص) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود:


“اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏ ها همچون پاره‏هاى امواج تاریک شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من  درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم
( کتاب خدا و اهل بیتم ). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید.”

***

پیامبر اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در جواب این سؤال که خداوند متعال چرا و به چه هدفی او را به پیامبری مبعوث نموده، فرمود:« انّی بُعثت لأتمّم مکارم الاخلاق.»(1) همانا من مبعوث شدم تا بزرگواری های اخلاق را کامل کنم. دقت در این جمله، جایگاه والای اخلاق را در اسلام و رسالت پیامبر(صلی الله علیه و آله) به خوبی روشن می سازد.

***

بیاییم بصیر باشیم تا در دام فتنه ها نیفتیم و با اخلاق

التماس دعا


ببعی نگو یه دسته گل!!!

ببعی نگو ...


برگرفته شده از http://dailynotes.blog.ir/

عکس های شب یلدا

سلام مجدد

پست قبلی یه عکس فوری!! از کرسی شب یلدا مون گذاشتم و گفتم که یه خرابکاری هم کردم:

ماجرا اینه که برای گرمای زیر کرسی، یه لامپ 100 روشن کردم و حواسم نبود که زیرش باید چیزی بزارم، داغ شد و روفرشی و فرشمون رو سوختگریه البته اینقدا هم ناراحت نیستم، فدای سرم!!!!

و اما این هم بقیه عکسای غیر خانوادگی مون از شب یلدا:






این هم یه عکس از برادر زاده هام اکرم و محمد رضا که ادم برفی درست کردن!!!


کرس شب یلدا

سلام

این هم از کرسی شب یلدای ما

البته هنوز خوردنی هامون رو روش نچیدیم

یه خرابکاری هم کردم که بعدا سر فرصت میگم خدمتتون. فعلا عجله داشتم که اصل مطلب رو بگم:


شما هم می خواین؟؟؟

شب یلدا

به نام حضرت دوست

سلام

امسال یلداتون چجوریه؟

سوال عجیبیه؟؟؟

به این دو نمونه پیامک دقت کنین متوجه منظورم میشین:

1) آرزو میکنم آخرین نفس باد پاییز غمهای کوچک و بزرگ زندگیتان را با خود ببرد، و برف شادی زمستان کلبه آرزوهایتان را سفید پوش کند. پیشاپیش یلدامبارک

2)شب یلدا قدم آرام بردار/کمی هم احترام ما نگهدار/
تو میبینی ربابم غصه داراست/ بنی هاشم هنوزم داغدار است/
صدای العطش در گوش مانده/بدن هابی کفن هر گوشه مانده/
شب یلدا تو هم چله نشین باش/سیه پوش غم سالار دین باش/
***
بعضی ها تبریک می گن، بعضی ها تسلیت میگن. یکی میگه بزار یه شب خوش باشیم، اون یکی میگه ...
اصلا این حرفا رو بزار کنار،
میشه یلدا رو مثل یعضی ها به جشن و خوشگذرونی و پارتی و شرکت در کنسرت و این جور کارا گذروند.
میشه یلدای امسال رو یه مقدار معمولی تر گذروند: سر زدن به بزرگ فایمل، خوردن میوه و اجیل شب یلدا، صله رحم هم هست و ثواب داره.
و میشه توی خونه موند و یلدا رو مثل شبهای معمولی سر کرد بدون هیچ گونه تشریفاتی.
نظر شما چیه؟؟
من با اولین حالتش قطعا مخالفم البته نه امسال، هر سال هم که یلدا مناسبت خاصی نداشت ، ما جزء دسته اول نبودیم!!!
ولی، میشه هم حرمت ماه محرم و صفر رو نگه داشت، هم یلدا رو با فامیل گذروند، اجیل و میوه خورد، و از دور هم بودن و به یاد هم بودن لذت برد.
***
پ ن:
ما که یه مقدار اجیل و میوه خریدیم، نه کسی رو داریم بهش سر بزنیم، نه کسی بهمون سر می زنه، دو تایی با عیالات متحده میشینیم توی خونه و اجیل می خوریم و اگه تلویزیون ملی خودمون حال داد که چه بهتر، نداد هم خودمون یه انیمیشن میزاریم می بینیم، این هم از یلدای ما.


برگرفته شده از http://dailynotes.blog.ir/

تاثیر دعا

مرد پولداري در کابل، در نزديکي مسجد قلعه فتح الله رستوراني ساخت که در آن موسيقي بود و رقص و به مشتريان مشروب هم سرويس مي شد.

ملاي مسجد هر روز موعظه مي کرد و در پايان موعظه اش دعا مي کرد تا خداوند صاحب رستوران را به قهر و غضب خود گرفتار کند و بلاي آسماني را بر اين رستوران که اخلاق مردم را فاسد مي سازد، وارد کند.

يک ماه از فعاليت رستوران نگذشته بود که رعد و برق و توفان شديد شد و يگانه جايي که خسارت ديد، همين رستوران بود که ديگر به خاکستر تبديل گرديد.


ملاي مسجد روز بعد با غرور و افتخار نخست حمد خدا را بجا آورد و بعد خراب شدن آن خانه فساد را به مردم تبريک گفت و علاوه کرد: اگر مومن از ته دل از خداوند چيزي بخواهد، از درگاه خدا نااميد نمي شود.



اما خوشحالي مومنان و ملاي مسجد دير دوام نکرد. صاحب رستوران به محکمه شکايت کرد و از ملاي مسجد تاوان خسارت خواست.


ملا و مومنان البته چنين ادعايي را نپذيرفتند.



قاضي هر دو طرف را به محکمه خواست و بعد از اين که سخنان دو جانب دعوا را شنيد، گلو صاف کرد و گفت:

نمي دانم چه حکمي بکنم. من هر دو طرف را شنيدم. از يک سو ملا و مومناني قرار دارند که به تاثير دعا و ثنا باور ندارند از سوي ديگر مرد مي فروشي که به تاثير دعا باور دارد

****

چقدر دعا می کنیم و چقدر به تاثیر دعایمان باور داریم؟؟؟؟

***

اللهم عجل لولیک الفرج را تابحال چند بار از ته دل گفته ایم؟؟ ایا به این فکر کرده ایم که اگر الان با امام عصر روبرو شویم، در کدام جبهه قرار می گیریم؟؟؟ اینجاست که، اگر می دانیم که جزء یاران ایشان نخواهیم بود، دعای فرجمان، دهن کجی است به ... ، چرا که زبانا دعا می کنیم بیاید و قلبا ارزو می کنیم دعایمان مستجاب نشود چرا که می ترسیم از استجاب دعایمان...

***

بیاییم منتظر واقعی امام زمان باشیم، در عمل، رفتار، گفتار، نیات و تمام شئونات زندگی مان.

اللهم عجل لولیک الفرج

سرویس جدید وبلاگ نویسی blog.ir

کل یوم عاشورا، کل ارض کربلا

شمریم، اگر روز ستم خاموشیم
خون است، اگر آب خنک می‌نوشیم
آن‌سوی جهان کرب‌وبلایی برپاست
ما هم دل‌مان خوش است مشکی‌پوشیم

 

برخیز، که در عشق خطر باید کرد
در راه خدا سینه سپر باید کرد
از غزه صدای العطش می‌آید
یاران حسین را خبر باید کرد


اینجا، آنجا، تمام دنیا غزه‌ست
انگار هوای کربلا با غزه ست
یاران عزادار! توجه بکنید
امسال محل هیئت ما غزه‌ست

 

تا سنگر غزه خالی از غیرت ماست
در هیئت ما سینه‌زنی باد هواست
گیسوی زنانِ غزه خون‌آلود است
یاران علی را چه شده؟ مرد کجاست

ميلاد عرفان‌پور

کربلای غزه

اين قلعه‌ي بسته حيدري مي‌خواهد

عباس‌صفت دلاوري مي‌خواهد

امروز كه غزه كربلايي دگر است

اسلام حسين ديگري مي‌خواهد

جليل صفربيگي


براي غزه از خنجر بگوييم

و از داغ علي‌اكبر بگوييم

ببين گهواره‌هاي خالي‌اش را

كه ذكر يا علي‌اصغر بگوييم

***

اين‌جا، آن‌جا، تمام دنيا غزه است

انگار هواي كربلا با غزه است

ياران عزادار توجه بكنيد

امسال محل هيأت ما غزه است

***

خون را تو حلال كرده‌اي! كي هستي؟

آهنگ زوال كرده‌اي، كي هستي؟

نابودي تو به ياحسيني بند است

اولمرت! خيال كرده‌اي كي هستي

***

وقتي كه بلاي كربلا تازه شود

در غزه صداي ربنا تازه شود

يك قطره‌ي‌ اشك در محرم كافي است

تا غزه به باران شما تازه شود


ميلاد عرفان‌پور